تبليغاتX
اَنتَ المَولی و َ اَنا العَبد
برای او که مولاست و ما بنده ی اوئیم
 ...

دلم از پونه ها سیر است آقا

تمام باغ دلگیر است آقا

کسی فانوس گل ها را شکسته است

نمی آیی مگر ؟ دیر است آقا ....

 

پ . ن : دلم هوای جمکران را دارد ... هوای آن گنبد و گلدسته را ... دلم هوای پاک جمکران را دارد ... دوباره پنج شنبه و لحظه شماری برای آمدنش شروع می شود ... همه می دانیم که در پس یکی از همین جمعه ها سواری با لباس سپید عدالت خواهد آمد تا جهان را را پر از نور کند ... یا علی

|+| نوشته شده توسط شاهزاده کوچولوی عاشق در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387  |
 الهی نامه ...

الهی ! ... توفیقمان ده که « جسم » را نردبان تعالی « جان » کنیم ، نه روح را فدای تمنّیات تن ، به « محتوا » بیندیشیم ، نه به « شکل »  ، به « ادراک » برسیم ، نه « مَدرک » ، « سیرت » را نکو سازیم ، نه « صورت » را ، « امروز » را وقف « فردا » کنیم و گوهر وقت را رایگان از کف ندهیم ، تا « غفلت امروز » ، به « حسرت فردا » نیانجامد ...

پ . ن : بار الها ! ... نقاب از چهره می گیرم و به سوی تو می آیم ... می دانم که در خانه ات به رویم باز است ... راه ناهموار است و امکان زمین خوردنم در این راه زیاد ... خدایا یاری ام رسان تا در راهی که قدم گذاشته ام با صورت بر زمین نیافتم ... و در راهی غیر از راهی که تو فرموده ای قدم مگذارم ...

|+| نوشته شده توسط شاهزاده کوچولوی عاشق در شنبه هفتم اردیبهشت 1387  |
 الهی نامه ...

الهی ! ... ای مقلب القلوب و محول الاحوال !

شگفتا قلب و حالات آن و صاحبان قلب و احوالشان !

یکی دل مشغول و دل آشفته است ، یکی دل آسوده و دل آرام ، یکی دلگیر و دلخسته و دلبسته است ، یکی دلباز و دلشاد و دل آزاد ، یکی کی دل و بیدل است و دیگری دو دل و صد دل ، یکی دل آشوب و دلسرد و دلداده است ، یکی دل آرام و دلگرم و دلدار ، یکی دلخون ، دلشکسته ، دل مرده ، دل افسرده و بیمار دل است

پ . ن : الهی نامه از جواد محدثی ...

|+| نوشته شده توسط شاهزاده کوچولوی عاشق در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
 الهی نامه (1) ...

الهی ! ... آسمان دلمان را « غبار هوی » گرفته و زمین جانمان را « آفتِ ریا » .

آن را بنشان و این را بزدای ، تا بی هوی و ریا شویم .

ما را بساز ، تا نسوزیم ، در چشم خویش ، صغیرمان کن ، آن گاه نزد خلق ، کبیرمان دارد .

در درگاه بلندت ، تا کسی « میرزا کوچک » نشود ، « آقا بزرگ » نگردد .

 

الهی ! ... یاد تو ، مونس جان من است ،

و نام تو ، زینت لب و دندان من .

نعمت تو بیشمار است ، همچون گناه من ،

رحمت تو بی حد است ، برتر از نگاه من ،

گنج عطای تو را پایان نیست و سایه ی سخای تو را کران ، نه ،

فرمودی بیا ، آمده ام ، گفتی بخوانمت ، خوانده ام ،

از همه جا بریده و رانده ام و به درگاه تو پناهنده ام ،

ای که نامت زیباست و ذاتت بی زوال ، ای ذوالجلال !

مرا به نگاهی بنواز ، ای بنده نواز ،

مهمان تو هستم ، اما شرمنده ،

بنده ی تو هستم ، لیک سرافکنده ...

 

پ . ن : بر گرفته شده از کتاب « الهی نامه » نوشته ی « جواد محدثی » ...

پ . ن : پروردگارا ! کمکم کن تا پاهایم نلغزد و به بیراه نروم ...

|+| نوشته شده توسط شاهزاده کوچولوی عاشق در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387  |
 نیایش ....

ای خدای من ! بامداد مرا چنان مقرر کن که اونوار هدایت و سلامت در دین و دنیا به من فرود آید و شامگاهم را سپری در برابر نیرنگ خطرناک دشمنان و پناهگاهی برای پرتگاه های هوا و هوس قرار ده که تو بر هر چه بخواهی توانایی ؛ ملک و سلطنت را به هر که خواهی می دهی و از هر که خواهی بر گیری ؛ عزت دهی هر که را خواهی و خوار کنی هر که را خواهی . پس همه ی خوبی ها به دست توست .

بارالها ! از همه چیز و همه کس شرمنده تر منم ؛ از آفتاب و ماهتاب ، از جن و انس ، حتی شیطان ؛ منم آن سست عهدِ پیمان شکنِ ناپایدار ، دستم بگیر که از پا افتاده ام .

بار پروردگارا ! تو با داشتن چهارده معصوم حجت را بر ما تمام کردی و بهانه را از بهانه جویان گرفتی . این همه درس و ما نادان ! خدایا به ما رحم کن و مرا از این آشفتگی نجات ده .

بار خدایا ! تو همان هستی که من می خواستم ؛ پس قرار بده مرا همان طور که می خواهی .

 

پ . ن : معمولا هفته ای چند بار می رم کتابخونه برای کمک . امروز کتاب هایی که تازه خریده بودیم رو جابجا می کردم که چشمم خورد به کتاب « نیایش ها » ی « سید مهدی فهیمی » ...

|+| نوشته شده توسط شاهزاده کوچولوی عاشق در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 
 
بالا